تبلیغات
زندگی... - دو بیمار...

دو بیمار...

نویسنده :H.Sasver
تاریخ:پنجشنبه 25 اسفند 1390-04:37 ق.ظ

در بیمارستانی دو مرد در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند. تخت او درکنار پنجره اتاق بود.امابیمار دیگر مجبود بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.

آنها ساعتها بایکدیگر صحبت می کردند. از همسر, خانواده,خانه یا تحصیلاتشان باهم حرف می زدند.

هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید,برای هم اتاقیش توصیف می کرد. بیمار دیگر در مدت این یک ساعت باشنیدن حال و هوای دنیای بیرون,جانی تازه می گرفت.

این پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبایی داشت. مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان در حال بازی کردن بودند. درختان تنومند و کهن به منظره بیرون زیبایی خاصی بخشیده بودندو تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شد.

همان طور که مرد در کنار پنجره این جزئیات را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و این منظره را در ذهن خود مجسم می کرد.

روزها و هفته ها سپری شد…

یک روز صبج پرستاری که برای بررسی وضعیت آنها به اتاقشان آمده بود جشم بی جان مرد کنار پنجره را دید که در خواب و با آرامش از دنیا رفته بود. پرستار بسیار ناراحت شد و از مستخدمان بیمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند. مرد دیگر که از این اتفاق بسیار ناراحت بود از پرستار خواهش کرد تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد و پس از اطمینان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد.

آن مرد به آرامی وبا درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را بعد از مدتهای طولانی به دنیای بیرون از پنجره بیاندازد اما در عین ناباوری او بایک پنجره مسدود شده که دارای شیشه های مات بود مواجه شد!

مرد پرستار را صدا زد وباحیرت پرسید که چه چیزی هم اتاقیش را وادار می کرده چنین مناظر دل انگیزی را برای او توصیف کند!؟

پرستار پاسخ داد:”شاید او می خواسته به تو قوت قلب دهد آن مرد اصلا نابینا بود و حتی نمی توانست دیوار یا شیشه های مات راببیند!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is limb lengthening surgery?
جمعه 24 شهریور 1396 02:57 ب.ظ
Heya! I just wanted to ask if you ever have any
problems with hackers? My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing several weeks of hard work due to no data backup.
Do you have any methods to stop hackers?
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 07:48 ب.ظ
Hi! Would you mind if I share your blog with my
myspace group? There's a lot of people that I think would
really appreciate your content. Please let
me know. Thank you
How does Achilles tendonitis occur?
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:40 ق.ظ
It's really a cool and helpful piece of info. I am happy that you just shared this helpful info with us.
Please stay us informed like this. Thanks for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر