تبلیغات
زندگی... - تنهایی1..

تنهایی1..

نویسنده :H.Sasver
تاریخ:شنبه 3 تیر 1391-11:31 ب.ظ

دوباره بارید از آسمون شهر برف زوده ولی پاییز نیومده در رفت،میان پایین از بالا دونه های
 برف الهی

شکر همه چی روبراهه مرد،همون که روزی بود اونقدری که روزی بود رازی بود بستش بود
 دنیا توی
دستش بود زیر پاش لرزش شد دنیاش بی ارزش شد ترد شد سرد شد توی مشکل غرق شد شدش
 یه مرد
مرده بین زنده ها همیشه تک و تنها دور از اجتماع دیر اومد و زود رفت غرورشو خورد کرد امروز
و فرداهاش
از دیروزش پوچتر،تکوندم شونه هامو اشک روی گونه هامو وایسادم رو جفت پاهاما زیر پرچمه
 خدا کندم کلا از همه
این آدامای مسخره حتی شهرم پر تنش هر روزش یه جور مسأله...
همینه سازه زندگی و غم با مسیره تارش میمونه با من... 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
foot pain
دوشنبه 13 شهریور 1396 06:32 ب.ظ
I have learn several good stuff here. Definitely worth bookmarking for revisiting.
I wonder how much attempt you put to make this sort of
fantastic informative web site.
How long does Achilles tendonitis last for?
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:19 ق.ظ
I am regular reader, how are you everybody? This piece of writing posted at this site is truly good.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر